X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 14 مرداد 1388

سوگند

گرانبار شد ، گوشم از پند ها 

 
برآنم ، که تا بُگسلم بَندها
 

هر آن دل ، که شد بسته ی دام ِ عشق  


رهایی نیابد به ترفندها 


پرستنده ام بر تو ، ای خانه سوز 


کجا ترسم ، از شرم ِ پیوند ها 

 
ز تنهاییم ، باغ ِ دل تیره بود  


تو جانش دمیده به لبخند ها  


کنون ، چامه گویم بران روی و موی 

 
در آغوش ِ هر چامه ، گل قندها 

 
به افسون ِ آن چشم ِ مستت که هست  


مرا تکیه پروردِ سوگندها 


که از شور ِ مهرت ، چنان سرخوشم  


که بر کام ِ دل ، آرزومندها  


مرا بندگی بین و در سایه گیر  


که شرط است ، لطف از خداوندها 
 

تو نور ِ دلی ، ای فروزنده بخت 

 
که بازت نجویم همانند ها 

 
خوش آندم ، که افشانمت جان به پای  


چو بر گونه ی آذر ، اسپند ها  

 

 

فریدون توللی