X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 15 بهمن 1385

با خویش تن نشستن . . .

شب مثل شب شریر و سیاه است و پر ز درد

درشب شرارتی است که من گریه می کنم

وصبح بر صداقت من رشک می برد 

با خوابهای خاطره خوش بودم 

هر چند خواب خاطره ام تلخ

دیگر تو را به خواب نمی بینم

حتی خیال من  

رخساره تو را

از یاد برده است 

دیروز طفل خواهرم از روی میز من 

تصویر یادبود تو را 

ای داد برده است

نظرات (2)
سلمان
یکشنبه 15 بهمن 1385 ساعت 01:12
سلام دوست عزیز..
وبلاگ جالبی داری
و خوب هم می نویسی
خوشحال میشم به منم سر بزنی
موفق باشید
امتیاز: 0 0
یاسمین(حرفهای یه دختر غمگین
یکشنبه 15 بهمن 1385 ساعت 20:11
حال تو رفته ای

و من تنها

در میان این واژه های شلوغ

این بینهایت های عاشقان ات

بدنبال ان دل بی قرار و گرفتی ای هستم

که در نگاه های بی شماری

سوخت و

شکست

و در اخر هیچ نگفت و ارام رفت....................
.
.
.
.
دلت شاد
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد