نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم
کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را . . .
شریعتی
مثل همیشه عالی بود بازم دستتون درد نکنه وقتی این اشعار رو میخونم یه حس قشنگی پیدا میکنم
اشعار دکترشعریتی زندگی نامه منه وبیشتر سیاسی کاش همه از عمق میخوندن شعرای دکتر رو .ولی مث همیشه کاش ها برای ما باقی میمانند.
سلام عالی بود باز هم از این کارها بکنید
vaghan qashange.
kheyli khosham miad az in asharesh
سلام وبلاگ قشنگی دارید ممنون ولی میدونستین این شعر سوتک سروده سید مرتضی موسوی اهری .ایشون یه مجموعه شعر دارن به نام سوتک .به اشتباه جز اشعار دکتر شریعتی قرار گرفته
سلام دوست من
وبلاگ خیلی خوبی داری . منم که عشق شریعتی ..... خلاصه کلی استفاده کردم . ممنون .
با مطلبی در ارتباط با خط فکری خودت آپم . سر بزن خوشحال می شم
این شعر، مال شریعتی نیست! مال موسوی اهری است. کاملاً مشخصه که با ادبیات شریعتی تطابقی نداره
سلام دوست خوبم
وبلاگ خیلی زیبایی داری بهت تبریک میگم و امیدوارم که روز به روز هم بهتر بشه.
قالبت هم خیلی خوشگله از این لحاظ هم بهت تبریک میگم.