X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 20 خرداد 1389

یاد

طوفان سهمناک به یغما گشود دست 

می کند و می ربود و می افکند و می شکست 

لختی تگرگ مرگ فرو ریخت، سپس 

طوفان فرو نشست

 

بادی چنین مهیب نزیبد بهار را 

کز برگ و گل برهنه کند شاخسار را 

در شعله های خشم بسوزاند این چنین 

گل را و خار را

 

اکنون جمال باغ بسی محنت آور است 

غمگین تر از غروب غم انگیز آذر است 

بر چشم هر چه می نگرم در عزای باغ 

از اشک غم تر است

 

آن سو بنفشه ها همه محزون و خسته اند 

در موج سیل تا به گریبان نشسته اند 

لب های باز کرده به لبخند شوق را 

در خاک بسته اند

 

آشفته زلف سنبل، افتاده نسترن 

لادن شکسته، یاس به گل خفته در چمن 

گل ها، شکوفه ها بر خاک ریخته 

چون آرزوی من

 

مادر که مرد سوخت بهار جوانیم 

خندید برق رنج به بی آشیانیم 

هر جا گلی به خاک فتد یاد می کنم 

از زندگانیم 

 

 

فریدون مشیری

نظرات (4)
حسین
پنج‌شنبه 20 خرداد 1389 ساعت 22:47
سلام دوست گرامی هر روز به وبلاگ شما سر میزنم واقعا حرف نداره خسته نباشید میگم به شما و ارزوی موفقیت دارم برای شما
امتیاز: 0 0
T-REX
یکشنبه 23 خرداد 1389 ساعت 15:14
دلشان می خواست
چشم مردم را گریان ببینند
گاز اشک آور را ول کردند
خنده دهر بود...


درود...وبلاگت یدونس
این شعر از عمران صلاحی بود
اگر ازش چیزی بذاری تو وبلاگت ممنون میشم
کتابشو گیر نمیارم هیچ جا
پیروزی برای تو
بدرود
امتیاز: 0 0
محمد
پنج‌شنبه 17 تیر 1389 ساعت 13:25
سلام وبلاگ خوبی داری میخواستم دفتره شعرمو تو وبت بزاری واسه دانلود
ادرس دانلودhttp://www.shereno.com/members/books/book_8595.pdf
امتیاز: 0 0
آزاد
پنج‌شنبه 24 تیر 1389 ساعت 00:19
سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی وبا محتوایی دارین خوشحال میشم با همدیگه تبادل لینک کنیم اگه مایل بودین منو به اسم شریعتی واندیشه اش لینک کنین وخودتون هم بگین به چه اسمی لینکتون کنم ممنون میشم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد