شـــــــاعران ســــــپید
  
 این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر افراد با شعر معاصر ایران ایجاد شده ... امید وارم مورد استفاده دوستان و کاربران عزیز قرار گرفته باشد
 
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو
موضوع بندی

ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
30 فروردین 1387
...

اندک نسیمی از سر افسوس  

چندان که برگ برگ درختان باغ را 

با سوزنک زمزمه ای آشنا کند 

خاموشی شگرف

ابهام پر ابهت دریا را  

مغشوش کرده است

ما  

چون ماهیان فتاده به دریا

بر آبها رها

با ضربه های موج ز هم دور می شویم

با بازوان باز  

امواج آب را 

تسخیر می کنیم 

مغرور می شویم 

اما

ناگه اگر دوباره به هذیان شود دچار  

دریای نیلگون  

بر ما چه می رود  

چونماهیان فتاده به دریا 

بر موجها  رها ؟

 

حمید مصدق



 
18 فروردین 1387
کژمژ و بی انتها...
کژمژ و بی‌انتها
به طول ِ زمان‌های پیش و پس
ستون ِ استخوان‌ها
چشم‌خانه‌ها تهی
دنده‌ها عریان
دهان
 
  یکی برنامده فریاد
فرو ریخته دندان‌ها همه،
سوت ِ خارج‌خوان ِ ترانه‌ی روزگاران ِ از یادرفته

 

در وزش ِ باد ِ کهن

 
  فرونستاده هنوز
 
  از کی ِ باستان.

باد ِ اعصار ِ کهن در جمجمه‌های روفته
بر ستون ِ بی‌انتهای آهکین
فروشده در ماسه‌های انتظاری بدوی.
 

دفترهای سپید ِ بی‌گناهی
به تشتی چوبین
بر سر
معطل مانده بر دروازه‌ی عبور:
نخ ِ پَرکی چرکین
بر سوراخ ِ جوالدوزی.
 

اما خیال‌ات را هنوز
فراگرد ِ بسترم حضوری به کمال بود
از آن پیش‌تر که خواب‌ام به ژرفاهای ژرف اندرکشد.

گفتم اینک ترجمان ِ حیات
تا قیلوله را بی‌بایست نپنداری.

آن‌گاه دانستم

 

که مرگ

 
  پایان نیست.

 

احمد شاملو


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 67161


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
زندگی در هزاران راه و کوره راههای خویش

باز بن بست های نا آشکاری را آشکار می کند

زمین راز زمان است

وما در گذر زمان ، بازیچه اوییم

راز تنهایی و بندگی راز مرگ است و زندگی

با خود بگو :

چگونه می اندیشی !  که بر زمین حکم رانی می کنی

سکوت کن

سکوت

سکوت چاره توست .


شناسنامه کامل من...