X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 23 تیر 1386

حلاج

در آینه دوباره نمایان شد

با ابر گیسوانش در باد

باز آن سرود سرخ اناالحق

ورد زبان اوست

تو در نماز عشق چه خواندی ؟

که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه های پیر

از مرده ات هنوز

پرهیز می کنند  

نام تو را به رمز  

رندان سینه چاک نشابور

در لحظه های مستی 

مستی و راستی 

آهسته زیر لب 

تکرار می کنند

وقتی تو  

روی چوبه ی دارت

خموش و مات 

بودی

ما  

انبوه کرکسان تماشا  

با شحنه های مامور

مامورهای معذور

همسان و همسکوت ماندیم

خاکستر تو را

باد سحرگهان

هر جا که برد

مردی ز خاک رویید

در کوچه باغ های نشابور  

مستان نیم شب به ترنم

آوازهای سرخ تو را باز

ترجیع وار زمزمه کردند

نامت هنوز ورد زبان هاست

شفیعی کدکنی

نظرات (2)
امین
چهارشنبه 27 تیر 1386 ساعت 01:16
سلام به شما دوست عزیزم و بزرگوارم با یه هایکو اپم اگه میتونی سری هم به کلبه فقیرونه ما بزن . خوشحالم میشم منتظرتم . بای[



امتیاز: 0 0
مجید
جمعه 29 تیر 1386 ساعت 01:55
نمدونید چه خوشحال شدم که دوباره نوشتید
موفق باشید
یه دوست همیشگی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد