X
تبلیغات
نماشا
رایتل
یکشنبه 28 آبان 1385

سفر مکن

هر چه کنی بکن ولی

از بر من سفر مکن

یا که چو می روی مرا

وقت سفر خبر مکن  

گر چه به باغم ستاده ام

نیست توان دیدنم

شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن 

 روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد

وقت وداع کردنت

بر رخ من نظر مکن

دیده به در نهاده ام

تا شنوم صدای تو

حلقه به در بزن مرا

عاشق در به در مکن

من که ز پا نشسته ام

مرغک پر شکسته ام  

زود بیا که خسته ام

زین همه خسته تر مکن

گر چه به دور زندگی

تن به قضا نهاده ام

آتشم این قدر مزن

رنجه ام این قدر مکن

یوسف عمر من بیا

تنگدلم برای تو

رنج فراق می کشد

خون به دل پدر مکن

هر چه که ناله می کنم

گوش به من نمیکنی

یا که مرا ز دل ببر  

یا ز برم سفر مکن

 

مهدی سهیلی


نظرات (2)
بی دا ری
چهارشنبه 24 شهریور 1389 ساعت 15:15
شعرهای فوق العاده ای هستن
واقعا لذت بردم از ته قلبم گفتم
با اجازتون شما رو لینک کردم
به ما هم سری بزنید
امتیاز: 2 0
صدف
چهارشنبه 22 دی 1389 ساعت 19:01
فوق العاده زیبا بود ، من و دوستم الان که این شعر زیبا رو خوندیم بسیار لذت بریدم
امتیاز: 1 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد