X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 5 مهر 1385

با خویشتن نشستن ... در خویشتن شکستن

دیگرزمان، زمانه  مجنون  نیست

 فرهاد،

در بیستون مراد نمی جوید ،

زیرا  بر آستانه خسرو،

بی تیشه ای به دست کنون سر سپرده است .

در تلخی تداوم و تکرار لحظه ها،

آن شور عشق

عشق به شیرین را،

از یاد برده است .

تنهاست گرد باد بیابان،

تنهاست .

و آهوان دشت،

پاکان تشنگان محبت

چه سالهاست

دیگر سراغ  مجنون،

آن دلشکسته عاشق محزون رام را

از باد و از درخت نمی گیرند

زیرا که خاک خیمه ابن سلام  را

خادم ترین و عبدترین خادم

مجنون دلشکسته محزون است .

در عصر تضاد، عصر شگفتی

لیلی

دلاله محبت  مجنون است !!

 

ای دست من به تیشه توسل جو،

تا داستان کهنه  فرهاد  را،

از خاطرات خفته برانگیزی .

ای اشتیاق مرگ

در من طلوع کن .

من اختتام قصه مجنون  رام  را

اعلام می کنم

 

 

 

حمید مصدق 

نظرات (3)
حرفهای ناتمام
پنج‌شنبه 6 مهر 1385 ساعت 22:07
سلام
وبلاگ حرفهای ناتمام با شعری از دکتر علی شریعتی به روز شد.
منتظر حضور پر مهر شما هستیم.
موفق باشید.....
امتیاز: 0 0
سیاوشی
جمعه 7 مهر 1385 ساعت 10:05

سلام دوست عزیز من یک عاشقانه دیگه از حرفای نگفته ام نوشته ام خوشحال میشم بیایی و نظرت را بگی چون برام خیلی مهمه نظرتون... (عنوان مطلب هم اینه تنها یادگار از خاطره تو... ) اگه عاشقی که در این شکی نیست یا علی... التماس دعا...
امتیاز: 0 0
یاسمین(حرفهای یه دختر غمگین
جمعه 7 مهر 1385 ساعت 10:17
به من گفتی دوستم داری و روی قولت می ایستی
همین طور هم شد.
قولت را زیر پایت گذاشتی و روی آن ایستادی
.
.
.
غمهایت کوتاه
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد