X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 شهریور 1385

وصل

در برابر بی کرانی ساکن

جنبش کوچک گلبرگ

به پروانه ئی مانند بود

 

زمان با گام شتا ب ناک بر خواست

و در سرگردانی

یله شد.

در باغستان خشک

معجزه وصل

بهاری کرد.

 

سراب عطشان

برکه ئی صافی شد.

و گنجشکان دست آموز بوسه

شادی را

در خشکسار باغ

به رقص در آوردند.

 

اینک چشمی بی دریغ

که فانوس را اشکش

شور بختی مردمی را که تنها بودم و تاریک

لبخند می زند.

 

آنک منم که سرگردانی هایم را همه

تا بدین قله جل جتا پیموده ام.

آنک منم

پا بر صلیب باژگون نهاده

با قامتی به بلندی فریاد.

آنک منم میخِ صلیب از کف دستان به دندان بر کنده .

 

در سرزمین حسرت معجزهای فرود آ مد

 واین خود معجزه ئی دیگر گونه بود

 

فریاد کردم:

 ای مسافر!

با من از زنجیریان بخت که چنان سهمناک دوست می داشتم

این مایه ستیزه چرا رفت؟

با ایشان چه می باید کرد؟

 

بر ایشان مگیر!

 

چنین گفت و چنین کردم.

 

لایه تیره فرو نشست

آبگیر کدر

صافی شد

و سنگریزه های زمزمه

در ژرفای زلال درخشید.

 

دندانهای خشم به لبخندی زیبا شد.

 رنج دیرینه همه کینه هایش را

خندید.

 

پای آبله در چمنزار آفتاب

فرود آمد

بی آنکه از شب نا آشتی

داغ سیاهی بر جگر نهاده باشم.

نه!

هرگز شب را باور نکردم

چرا که

در فراسوهای دهلیزش

به امید دریچه ئی

دل بسته بودم.

 

شکوهی در جانم تنوره می کشد

گوئی از پاک ترین هوای کوهستان

لبالب

قدحی در کشیده ام.

 

در فرصت میان ستاره ها

شلنگ انداز

   رقصی میکنم

      دیوانه

        به تماشای من بیا!

 

 

 

 

احمد شاملو

نظرات (4)
مرد شعر
یکشنبه 26 شهریور 1385 ساعت 21:17


سلام ک.م ممنون که اومدی .. معلومه به شاملو علاقمندی .. موفق باشی ممنون از لینک خداحافظ

http://poetriman.blogsky.com/



امتیاز: 0 0
مرد قبیله سوفی ها
یکشنبه 26 شهریور 1385 ساعت 23:42
یا حق

سلام بر شما
خیلی خوشحالم که خوبی مثل شما قبیله سوفی ها رو قابل می دونه !

وب نوشتتون هم واقعاْ منحصر به فرده ! اغراق نمی کنم .
من اینجا واقعاْ نفس عمیق می کشم ...
شعر نو روح آدم رو نوازش میکنه ...

باز هم منتظر حضور گرمت در قبیله هستم .
یا علی مدد
امتیاز: 0 0
شب قطبی
دوشنبه 27 شهریور 1385 ساعت 15:30
مرسی که بهم سر زدی عزیز ...وبلاگ خیلی خوبی داری..حتما روزانه بهش سر خواهم زد
موفق باشی
امتیاز: 0 0
سعید
جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 23:44
سلام این قطعه شعر اینقدر زیبا بود که به قول محمد اسلامی ندوشن سراچه ی ذهنم آماس کرد.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد