X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 20 مرداد 1385

زهر شیرین

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشــــق ،

که نامی خوشتر از اینت ندانم .

وگر،هر لحظه، رنگی تازه گیری ،

به غیر از زهر شیرینت نخوانم .

 

تو زهری ، زهر گرم سینه سوزی ،

تو شیرینی ، که شور هستی از تست.

شراب جام خورشیدی ، که جان را

نشات از تو ، غم از تو ، مستی از تست .

 

به آسانی ، مرا از من ربودی

درون کورۀ غم آزمودی

دلت آخر به سر گردانیم سوخت

نگاهم را به زیبائی گشودی

 

بسی گفتند : دل از عشق بر گیر !

که : نیرنگ است و افسون است وجادوست !

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم

که او زهر است ، اما نوش داروست !

 

چه غم دارم که این زهر تب آلود ،

تنم را در جدائی می گدازد

از آن شادم که در هنگامه درد ،

غمی شیرین دلم را می نوازد .

 

اگر مرگم به نامردی  نگیرد :

مرا مهر تو در دل جاودانی است .

وگر عمرم به ناکامی سر آید ؛

ترا دارم که ، مرگم زندگانی است .

 

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد