X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 16 مرداد 1385

یک مرد ...

یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد .

آنچه فدا کردنی است فدا می کند .

آنچه شکستانی است می شکند .

و آنچه تحمل سوز است تحمل می کند .

اما هرگز به منزله دوست داشتن به گدایی نمی رود ...

نظرات (8)
سوده...
شنبه 21 بهمن 1385 ساعت 12:44
خیلی قشنگه
کلا کتاب باردیگر شهری که دوست میداشتم (هلیا) بسیار زیبا و نثری جذاب داره (من ۳تا از این کتاب خریدم و بیش از ۱۰ بار خوندم!!)
نمی دونم چرا بقیه نوشته های آقای نادر ابراهیمی رو نمی ذارین؟!!
امتیاز: 0 0
مهدی
سه‌شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 15:35
تمام آثار استاد ابراهیمی زیباست من تمام آثار ایشان را دارم و بارها خواندم به امید خدا حال ایشان بهتر شود و به نوشتن ادامه دهند
امتیاز: 0 0
خودم
دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 02:07
خدایش بیامرزاد!

امتیاز: 0 0
زهرا
دوشنبه 26 مرداد 1388 ساعت 21:51
حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست؛ برای زنده نگه داشتن عشق است.
اگر پرنده را به قفس بیندازی ؛مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی.
و پرنده ی قاب گرفته فقط تصور باطلی از پرنده است.
عشق ؛در قاب یادها پرنده ی است در قفس؛منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش.
عشق طالب حضور است و پرواز؛نه امنیت و قاب.
نادر ابراهیمی
امتیاز: 0 0
زینب
یکشنبه 22 آذر 1388 ساعت 14:55
از اینکه تا حالا نمی شناختمشون احساس شرم میکنم
امتیاز: 0 0
ندا بیدار مغز
جمعه 23 بهمن 1388 ساعت 01:03
سلام خواهش می کنم بیشتر از عاشقانه هاشون بذارین
ممنونم
امتیاز: 0 0
رادک
سه‌شنبه 17 فروردین 1389 ساعت 12:24
سلام این ادم شاهکاره ...
از دوستانی که براشون مقدوره یه خواهش کوچیک دارم لطف میکنید اسم کتابای ایشون رو هم واسم بذارین... ممنون میشم.
امتیاز: 0 0
محمد رضا
سه‌شنبه 7 اردیبهشت 1389 ساعت 02:36
حیف که دیر با این شخصیت لطیف آشنا شدم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد